جهت گیری برنامه درسی 1

جهت گیری برنامه درسی (Curriculum Orientation) یکی از اصطلاحات تخصصی در حوزه برنامه درسی است. متأسفانه، متخصصان برنامه درسی چه در خارج از کشور و چه داخل کشور، به هیچ گونه اجماعی درباره مفهوم‌سازی مناسب این اصطلاح نرسیده و تعریف آن هنوز در ادبیات برنامه درسی استاندارد نشده است. در منابع مرتبط با برنامه درسی، واژه‌هایی مانند ایدئولوژیهای برنامه درسی، باورهای برنامه درسی،رویکردهای برنامه درسی، جهت‌گیری‌های ارزشی تربیتی، جهت گیری برنامه درسی و ...، اغلب به شکل مترادف استفاده شده‌اند. بنده واژه جهت‌گیری برنامه درسی را برای اصطلاح Curriculum Orientation مناسب دانسته و از آنجا که در حال گزارش پژوهشی در این رابطه هستم، همزمان تلاش خواهم نمود که طی چند پست، این مفهوم و انواع آن را خدمت عزیزان و علاقمندان به حوزه تعلیم و تربیت معرفی نمایم.

 

 

 

جهت گیری برنامه درسی 2

جهت گیری برنامه درسی می‌تواند به عنوان یک مجموعه باورهای مشترک پیرامون عناصر برنامه درسی از قبیل مقاصد (آرمانها، اهداف کلی و اهداف عینی)، محتوا، استراتژی های تدریس و ارزیابی آموزشی تعریف گردد. بنابراین، جهت‌گیری‌های متفاوت برنامه درسی باورهایی مربوط به طرح‌های مختلف برنامه درسی هستند. محققان طرح‌های طبقه‌بندی مختلفی برای جهت‌گیری‌های برنامه درسی پیشنهاد کرده‌اند (به عنوان مثال، آیزنر و والنس، 1974؛ مک‌نیل، 1996؛ میلر، 1983؛ شوبرت، 1986). آیزنر و والنس (1974) احتمالاً بهترین و شناخته شده ترین پژوهش درباره جهت‌گیری‌های برنامه درسی را انجام داده‌اند. طرح طبقه بندی آنها شامل پنج جهت‌گیری برنامه درسی است: خردگرایی علمی، فرایندهای شناختی، بازسازی اجتماعی، خودشکوفایی و برنامه درسی به عنوان فن آوری. ششمین جهت گیری برنامه درسی، تحت عنوان التقاطی یا یکپارچگی عملی، توسط جوزف شواب (1970) شناسایی شده است.


 

جهت گیری برنامه درسی 3

شالوده فلسفی خردگرایی علمی از نوشته های افلاطون سرچشمه می‌گیرد. افلاطون یک برنامه درسی که به شدت بر رشته های ریاضیات، موسیقی و ادبیات متمرکز است تجویز می‌نماید. خردگرایی علمی منعکس کننده مطالعات علمی سنتی بدون با توجه به علائق و یا نیازهای یادگیرندگان و یا مشکلات اجتماعی معاصر است (تانر و تانر، 1995).

بازسازی اجتماعی مروج توانایی دانش‌آموزان جهت حل مشکلات اجتماعی و مشارکت در جامعه است. پیشرفت و ترقی این جهت گیری برنامه درسی با دوران پیشرفت گرایی و کار جان دیویی (1859-1952) پیوند می‌خورد. از نظر بازسازی‌گرایان اجتماعی، هدف تعلیم و تربیت عمومی، ترویج و ایجاد تغییر اجتماعی در جهت بهبود وضعیت انسان است. از این منظر، یک برنامه درسی باید هم با فرد و هم با جامعه مربوط باشد. ارتباط بین منافع و علائق دانش آموزان و مسائل فرهنگی بزرگتر پایه و اساس این جهت گیری را تشکیل می‌دهند.

فرایند شناختی، هدف برنامه درسی را توسعه توانایی تفکر دانش‌آموزان در نظر می گیرد. یادگیری تفکر، پایه و اساس یادگیری مادام العمر است. موفقیت پایدار این روش این است که مهارت ها و توانایی‌ها زمانی که اطلاعات خاص مورد استفاده برای یادگیری مهارت‌ها یا کسب توانایی‌ها منسوخ می‌شوند، از دست نمی‌روند.

از منظر برنامه درسی برای خود شکوفایی (انسانگرایانه)، هدف از تربیت، ارائه فرصت هایی به دانش آموزان جهت ارتقاء رشد شخصی خود به عنوان یک منحصر به فرد است. این جهت گیری برنامه درسی هدف تربیت را شامل جنبه های اجتماعی و عاطفی زندگی و شادکامی می‌داند.

برنامه درسی به عنوان فناوری (رفتاری) ریشه در روانشناسی رفتاری، به طور خاص کار اسکینر و نظریه شرطی سازی عامل دارد. پایه نظری این رویکرد بیان می‌دارد که انسان‌ها سیستم‌های ارتباطی خود اصلاحی هستند که رفتار را در پاسخ به اطلاعات در مورد اینکه چگونه تکالیف به شکل موفق هدایت می‌شوند، تغییر می دهد (جویس و همکاران 2000، 22). این جهت گیری برنامه درسی بر روی محتوای خاص و یا مسائل اجتماعی یا فردی متمرکز نیست.

رویکرد التقاطی از نیاز به انسجام و ترکیب حوزه مطالعات برنامه درسی و ارائه یک الگوی عملی برای ارتباط دانشگاه رشته علمی محور و جامعه رسالت محور نشأت گرفته است (تانر و تانر، 1995: 207). رویکرد التقاطی فاقد یک زیر بنای نظری یا فلسفی است. در عوض، رویکردی مبتنی بر حل مشکلات عملی در سطح محلی است.

روش علمی در تدوین برنامه درسی

Resource: Bobbitt, Franklin (1918/2004) “Scientific method in curriculum-making”. In The curriculum studies reader, 9–16. David J. Flinders, Stephen J. Thornton, eds. New York: Routledge Falmer.

از آغاز قرن بیستم، سیر تکاملی نظم اجتماعی با سرعتی زیاد و شتابنده در حال پیشروی است. شرایط و اوضاع و احوال ساده، در حال پیچیده شدن هستند. مؤسسات کوچک در حال تبدیل به مؤسسات بزرگ هستند. تخصصی شدن فزاینده امور، وابستگی‌های متقابل انسان‌ها را افزایش داده، نیاز به تلاش‌های هماهنگ کننده را موجب گردیده است. دموکراسی در داخل کشور در حال افزایش و در سراسر جهان در حال رشد است. همه طبقات به دنبال یک فرصت کامل انسانی هستند. پیش از این هرگز تمدن و انسان پروری با چنین سرعتی پیشرفت نداشته است. همگام با تلاش مشتاقانه جهان در جهت دستیابی به چیزهای جدید، آموزش و پرورش نیز باید با چنین سرعتی حرکت نماید. آموزش و پرورش باید بینش و آرمان‌های لازم جهت پیشرفت و نیز دوام و سازگاری نتایج حاصله را فراهم نماید. آموزش و پرورش باید سرعت حرکتش را نه با خودش، بلکه با پیشرفت اجتماعی تنظیم نماید. برنامه فعلی آموزش و پرورش عمومی، عمدتاً در شرایط ساده تر قرن نوزدهم تدوین شده است. اگر چه جزئیات آن بهبود یافته است، اما در اصول تفاوت زیادی نکرده است. یک برنامه متناسب با شرایط امروزی هرگز تدوین نشده، بلکه برنامه ها میراث شرایط گذشته هستند.

ضرورت برنامه ريزي آموزشي در جامعه

 

برنامه ريزي چيست ؟

برنامه ريزي يعني نقشه كشيدن براي رسيدن به مقصد ، براي دستيابي به خواسته ها .

« راسخ » در كتاب «تعليم و تربيت در جهان امروز» برنامه ريزي را تفكر قبل از عمل ، دور نما سازي و مداخله در جريان امور براي هدايت براي نيل به هدف خوانده شده و آنرا چنين تعريف كرده است .

« طرح تدابيري كه به احسن وجه يا مناسبترين صورت از منابع موجود به جهت نيل به به هدفهاي مطلوب استفاده كند . »

در كتابهاي موجود در باب برنامه ريزي اعم از برنامه ريزي اقتصادي ، اجتماعي يا آموزشي تعريفهاي گوناگوني براي مفهوم برنامه ريزي يافت مي شود ولي در حالت كلي برنامه ريزي را مي توان چنين تعريف كرد :

-برنامه ريزي يعني نقشه كشيدن براي دستيابي به خواسته ها ،

- برنامه ريزي راهي براي هدايت حساب شده فعاليت انسان به سوي منظور شخص واهداف تعريف شده ،

-برنامه ريزي يعني نقشه كشيدن براي آينده و پيش بيني راههاي دستيابي به آن ،

-برنامه ريزي فراگردي است دور نگر براي جهت دادن منطقي به فعاليت هاي جنبي ،

مفاهيم برنامه ريزي :

در برنامه ريزي مفاهيم و واژه هاي كليدي زيادي با توجه به نوع برنامه ريزي مستتر است و چهارمفهوم ذيل بعنوان اصلي ترين و اساسي ترين مفاهيم برنامه ريزي است .

1.مفهوم جريان و مداومت در برنامه ريزي : برنامه ريزي به نوشتن برنامه ختم نمي شود بلكه فراگردي است كه بايد مداومت داشته باشد و مطابق با پيشرفت دانش و معرفت قابل تغيير و تحول بوده و ارزيابي شود تا تكميل گردد .

2.مفهوم ارشاد و هدايت در برنامه ريزي : برنامه ريزي متضمن ارشاد ، هدايت و مداخله در فعاليتهاي جمعي است و بدين جهت با توجه به چگونگي و ميزان اعمال نفوذ در آن اشكال گوناگون به خود مي گيرد .

3.مفهوم درونگري و هدف گيري در برنامه ريزي : برنامه ريزي فعاليتي است جهت دار و دور نگر و بدين جهت بسته به چگونگي انتخاب هدف ممكن است فعاليتي باشد آينده نگر ، آينده ساز يا آينده گزين.

4.مفهوم تفكر و عقلانيت در برنامه ريزي : برنامه ريزي فعاليتي است حساب شده و منطقي ، يعني متكي به اطلاعات دقيق و صحيح باشد و نياز ها و انتظارات را تشخيص دهد و محدوديت ها و موانع و همچنين منابع موجود را محاسبه و پيش بيني كند و از مقايسه محدوديت ها و منابع ، حوزه امكانات را تعيين كند .

با توجه به تعاريف و مفاهيم ذكر شده مي توان نتيجه گرفت برنامه ريزي فراگردي مداوم ، حساب شده و منطقي جهت دار و دورنگر به منظور ارشاد و هدايت فعاليتهاي جمعي براي رسيدن به هدف مطلوب .

دور انديشي در برنامه ريزي :

اگر هدف برنامه ريزي فقط « پيش بيني » آينده باشد در اين صورت فعاليتي است « آينده نگر » .

اگر هدف برنامه ريزي انتخاب كردن بين اشكال مختلف آينده باشد در اين صورت فعاليتي « آينده گزين » است . بعضي از برنامه ريزان اجتماعي معتقدند عوامل سازنده اجتماع و تغيير و تبديل در آن نمي تواند اراده و ميل برنامه ريزي باشد چرا كه بسياري از عوامل طبيعي از قبيل آب و هوا ، منابع و ذخاير طبيعي و عوامل دست ساز بشر از قبيل اختراعات ، تغييرات دانش و تكنولوژي و تحولات سياسي ، اجتماعي و بين المللي در تغيير مسير آن دخالت دارد و قابل كنترل و تغيير و تبديل ارادي نمي تواند باشد . اينها برنامه ريزي را براي رسيدن به آينده بهتر را واهي دانسته كه فقط در عالم تخيل وجود پيدا مي شود . ولي مي توان تا حد زيادي خطوط آنرا تشخيص داد و تصويري مات از آن بدست آورد و براي آن آماده شد بعبارت ديگر مقصود و منظور برنامه ريزان آينده نگر ، پيش بيني كردن آينده و آماده شدن براي آن است .

اما برنامه ريزان آينده ساز كه به آنها مهندسان اجتماعي هم مي گويند معتقد هستند كه آينده را مي توان با برنامه هاي آموزشي مدرن و آموزش و پرورش ساخت و شكل داد تكيه كلام اين افراد اين است « آينده هم اكنون با ماست » و منظور آنها از اين كلام اشاره به كودكان است كه مردان و زنان آينده خواهند بود و اجتماع آينده را خواهند ساخت در اينجاست كه اجتماع را انسانها مي سازند و انسانها را آموزش و پرورش .

برنامه ريزان آينده ساز معتقدند كه برنامه ريزان اجتماعي بايد فارغ از جريانات گذشته و روز ، تصويري از آينده دلخواه رسم كنند آنها برنامه هايي تنظيم كنند كه از طريق آموزش و پرورش ، خصوصيات و بينش هاي مناسب و مورد لزوم در كودكان و جوانان پرورش يابد .

برنامه ريزان آينده گزين راهي بينابين آينده نگرها و آينده ساز ها انتخاب كرده اند اين افراد معتقدند كه انسان در بند تقدير اسير نيست و مي تواند در شكل دادن به آينده موثر باشد ولي بايد در عين حال واقع بين بود ، هر تغييري كه در مناسبات انساني ، روش زندگي و ارتباطها صورت مي گيرد در عوامل ديگر نيز منعكس خواهد شد و تغييرات و تبديلاتي « زنجيره اي » بوجود خواهد آمد .

تاريخ در حال نوشته شدن و آينده در حال ساخته شدن است و ما نبايد به تماشاچي بودن در صحنه زندگي و تاريخ قناعت كنيم بلكه با درايت و اراده قوي و قالب ريزي و شكل دادن به آينده شركتي فعال داشته باشيم در اينجاست كه اهميت برنامه ريزي در آموزش و پرورش و شكل دادن به آينده آشكار مي شود و اصولاً هدف برنامه ريزي آموزشي اين است كه در سرنوشت آينده اعمال نفوذ نموده و آنرا به سوي مقصد دلخواه و مناسب سوق دهد .

آيا برنامه ريزي آموزشي مفيد است يا بيهوده ؟

آموزش و پرورش خلاق ، بارور و سازنده امري است حياتي ولي تامين آن براي همه مردم بسيار دشوار و نيازمند منابع مادي و انساني عظيم ، راهبردها و تدابير منطقي و كوششهاي پي گير وسيع است و اگر برنامه ريزي آموزشي منطقي و واقع بينانه نباشد نه تنها به نتايج مطلوب نمي رسد چه بسا ممكن است زيانهاي غير قابل جبراني را هم به بار مي آورد چه بسا در ميان كشورهاي مختلف نمونه هاي متعددي از اين نوع برنامه ريزي هاي آموزشي شده است . آموزش و پرورش زير بناي اجتماع و آينده اجتماعي كشور است و نمي توان آنرا بصورت تصادفي اداره كرد . فراهم آوردن فرصت هاي مساوي براي آموزش و پرورش همه مردم ضروري است و با اين زمينه است كه با افزايش كارايي و بهره وري افراد رشد اقتصادي و ارتقاء مهارتها و دانشها امري ضروري تلقي خواهد شد .

برنامه ريزي آموزشي براي غناي فرهنگي و اعتلاي كيفيت زندگي لازم است بقاء رشد و كمال انساني و اجتماعي به آموزش پرورش و برنامه آموزشي آن متكي است . امري حياتي است . از طرفي برنامه ريزي متضمن داشتن هدف ، بسيج نيروها ، هماهنگي فعاليتها و افزايش باز دهي و سرمايه بوده و نداشتن آن موجب نابساماني و از هم گسيختگي امور و اتلاف نيروي كار ، بودجه و زمان خواهد بود .

از اينرو است كه برنامه ريزي آموزشي اهميت مضاعف يافته و امر حياتي را در رشد و تداوم توسعه دارد .

اصول برنامه ريزي آموزشي :

ضرورت برنامه ريزي براي هر سازمان و موسسه به اندازه اي روشن است كه نياز به تبيين و توجيه ندارد و برنامه ريزي براي سازمان به اندازه تنفس براي يك موجود زنده اهميت دارد . برنامه ريزي بدون رعايت اصول برنامه ريزي معنايي ندارد چرا كه اين اصول راهنماي عمل بوده و در جريان تهيه و اجراي برنامه هاي آموزشي تاثير زيادي دارد در زير به از ميان اصول متعدد برنامه ريزي به شرح مختصري از چند اصل مهم و اساسي بسنده مي شود :

 

1-اصل جامعيت : با تغيير در هر مرحله از فرآيند برنامه ريزي تاثير آن بر روي ساير مراحل بوده و از اين رو وجود ارتباطات درون سازماني ايجاد مي كند كه برنامه ريزان آموزشي از اجزاي مختلف درون سازماني تصوير روشني در ذهن خويش داشته باشند تا بتواند آثار احتمالي و ناخواسته تصميمات را در جاهاي مختلف پيش بيني نموده و پيشگيري و برخورداري متعارف داشته باشند .

2-اصل مشاركت : مشاركت در برنامه ريزي به معناي برنامه ريزي انحصاري و تصميم گيري توسط معدودي از مديران كه در راس هرم دارند نيست ، بلكه فرآيندي است كه مشاركت همگان را مي طلبد و همه كساني كه به نوعي در مرض نتايج برنامه آموزشي قرار مي گيرند بايد تا حدودي در اين ميان نقش داشته باشند انجام نياز سنجي هاي فردي ، موضعي و سازماني نيز در راستاي اين اصل مي باشد . البته اين نقش ها با توجه به افراد به صورت هاي مختلف جلوه مي كند .

3-اصل تعهد : برنامه اي كه از روي تعهد و احساس مسئوليت تهيه شود به دست اشخاص متعهد به اجراء در مي آيد و احتمال موفقيت آن بيش از برنامه اي كه توسط غير متعهدها تدوين شده است . لزوم سپردن امور مهم به دست افراد متعهد و كارآمد از جمله مسائلي است كه مورد توجه پيشوايان ديني ما بوده است و آن را به صراحت بيان كرده اند كه نمونه آن در نامه امام علي (ع) به مالك اشتر به وضوح ديده مي شود .

4-اصل واقع بيني : از جمله اصول و موازيني كه برنامه ريزان آموزشي بايد به آن توجه داشته باشند اصل توجه به واقعيتهاست برنامه ريزان بايد اطلاعات دقيقي درباره واقعيات اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي و غيره در جامعه داشته باشد و برمبناي همان اطلاعات فعاليت خود را آغاز كنند .

يك برنامه ريز تا زماني كه سير حركت خود را به خوبي نشناسد موفق نخواهد شد بدون شك هر اندازه برنامه ريزان نسبت به واقعيت ها آگاهي بيشتري كسب كنند و در خصوص تاثير پذيري برنا مه ها از واقعيات شناخت بيشتري و دقيق تري داشته باشند و واقع بيني در برنامه ريزي ها لحاظ شود مي توانند به موفقيت برنامه هايشان اميد وار باشند .

5-اصل استمرار در ارزشيابي برنامه هاي آموزشي : برنامه ريزي فرآيند مستمر و پايان ناپذيري است كه با انجام پژوهش و كار بست يافته هاي پژوهشي مي توان اين فرآيند را تداوم بخشيد و با انجام ارزشيابي از همان مراحل اوليه برنامه ريزي و تا ارزشيابي از محصول مي توان برمبناي اطلاعات و داده هاي جديد به آغاز تصميم و انجام اصلاحات لازم در طول برنامه ريزي انجام گرديد .

6-اصل توجه به نوآوري ها : تحولات اجتماعي ، فرهنگي و سياسي و علمي نه تنها برنامه هاي آموزسي را با چالش هاي جديدي مواجه مي كند بلكه در مخاطبان و فراگيران نيز انتظارات جديد و خواسته هاي نوعي را به وجود خواهد آورد . كه در اين امر ضرورت ايجاد تغيير و تحول در برنامه ها را تقويت مي كند در اين موقع است كه برنامه ريزان بايد با بهره گيري از نوآوري ها به جواب گويي از انتظارات مخاطبان پرداخته و برنامه هاي خود را با تحولات و تغييرات همگام و هماهنگ كنند يعني آنها با پرداختن به نوآوري به فعاليت هاي خود پويايي بخشند . استفاده از نوآوري ها به عنوان يك اصل بايد به بهبود كيفيت ، جايگزيني روش هاي كهنه ، روش هاي نوين ، سهولت دسترسي به اطلاعات تازه و تسريع در كارها و در نهايت برآورده شدن انتظارات جديد مخاطبان برنامه هاي آموزشي بيانجامد . و ساير اصل هايي كه در فرآيند برنامه ريزي بايد به آن توجه داشت از جمله آنها :‌اصل ضرورت تجديد نظر مستمر در سياست گزاري ها ، رهنمودها ، مطالعات آيند نگرانه ، گفتگو ، انعطاف پذيري در برنامه هاي آموزشي ، توجه به كيفيت ، پژوهش و مديريت اطلاعات مي باشد كه در اينجا مجال توضيح در خصوص اين اصول نمي باشد .

فرآيند برنامه ريزي آموزشي

در فرآيند برنامه ريزي قبل از هر اقدامي بايد هدفهاي آموزشي براي توسعه آموزش از نظر كمي و كيفي ، در طول زمان مورد نظر بعنوان نخستين مرحله تدوين شود يعني اهدافي كه در جريان اجراي يك برنامه آموزشي ميخواهيم بدان دست يابيم مشخص گردد سپس منابع مورد نياز براي تحقق بخشيدن به هدفهاي آموزشي تعين شود و اين مرحله شامل پيش بيني منابع آموزشي ، امكانات آموزشي ، اقتصادي و مالي مورد نياز يراي اجراي يك برنامه است كه بدون در نظر گرفتن آن تحقق اهداف آموزشي ميسر و ممكن نخواهد بود . تعيين منابع مورد نياز در برنامه آموزشي نيزهمانند اهداف از دو جنبه كمي و كيفي برخوردار است . تعيين منابع در واقع آزمون تلخي است كه براي سنجش ميزان واقع بينانه بودن مرحله نخست تدوين اهداف برنامه هاي آموزشي . اگر تعداد نيروهاي انساني مورد نياز ، امكانات آموزشي و ميزان بودجه مورد نياز تخصيص و تامين نگردد تمام معادلات و محاسبات را مختل خواهد كرد براي رسيدن به برنامه ريزي معقول در فرآيند برنامه ريزي كه در مرحله بعدي قرار دارد تعيين اولويت و نيازهاي لازم براي اجرا يك برنامه مي باشد تا براساس آن سياستگذاري و طراحي صورت گيرد و راهبردهاي اجرايي پيشنهاد گردد بعد از اين مرحله ، مرحله حساس اجرايي و پياده كردن اهداف سياستها خواهد بود . در فرآيند برنامه ريزي آموزشي موفق ميزان درهم تنيدگي مراحل و ساير عوامل سازماني ارتباط مستقيمي دارد و جز لاينفك توسعه و پيشرفت سازماني است . بعد از اجرا در مرحه آخر برنامه هاي آموزشي و شايد مهمترين اين مراحل ارزشيابي و ارزيابي مراحل و جمع بندي و گرد آوري آمار و اطلاعات براي بهبودي وضعيت موجود مي باشد البته نبايد تلقي كرد كه كه ارز شيابي بعنوان آخرين مرحله ارزش كمتري دارد بلكه بايد اين امر در پايان تمام مراحل و بصورت موردي صورت گرفته تا كم و كاست برنامه ريزي مشخص گرديده و نقاط قوت و ضعف آن مشخص گردد و در اين خصوص سيا ستهاي لازم اتخاذ گردد در اينجاست كه زنجيره برنامه ريزي آموزشي به ارزشيابي آموزشي منتهي مي شود. در واقع فرآيند برنامه ريزي محصول برقراري تعامل و ارتباط بين وضع مطلوب آموزشي و وضع موجود در نظام آموزشي بوده كه برنامه ريزان آموزشي بايد درفرآيند برنامه ريزي اين تعامل و تعادل را در تمام مراحل برقرار نمايند.

برنامه ريزي آموزشي در اسلام

در دنياي اسلام نيز برنامه ريزي آموزشي و يا آموزش و پرورش بر اساس مكتب و نيازهاي مسلمانان و جامعه اسلامي تنظيم گرديده است و پيشرفت علم و دانش در جامعه اسلامي كه حتي پيشرفت خود دين مبين اسلام مرهون پيشرفت هاي آموزش و پرورش و برنامه ريزي سنجيده و دقيق بوده است .زيرا كه يكي از مهمترين اهداف مهم رسالت پيامبر اسلام (ص) آموزش و پرورش ( تعليم و تربيت ) بوده است . چنانچه خداوند در سوره جمعه آيه 2 مي فرمايد : « هو الذي بعث في الامين رسولاً منهم تيلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين ». در همان آغاز اسلام نيز بر تعليم و تربيت تاكيد شده و در جريان جنگهاي صدر اسلام پيامبر اكرم (ص) فديه (آزادي اسرا به شرط تعليم ده نفر)را بر اسراي كفار تعين مي كردند كه نشان از ارزش و اهميت علم در اسلام مي باشد و توانست با تعليمات الهي و برنامه هاي آموزش و پرورش اسلامي جامعه جاهلي اعراب را بر فرهنگ ساير ملل فائق آورده و به بسط و گسترش تعليم و تربيت اسلامي پرداخته اند .

درآئين تربيتي اسلام تلاش براين است كه آدميان اهل تدبر بار آيندوازظواهر امورعبور كرده وعاقبت انديش شوند

« يعلمون ظاهرامن الحياة الدّنيا وهم عن الآخره هم غافلون» اززندگي دنيا ظاهري را ميشناسندوازآخرت غافلند (سوره روم –آيه 7) .

انساني كه اهل تدبرنيست درظواهر هستي مي ماندوراه به حقيقت عالم نمي برد واين عدم تدبر وآينده نگري درتمام زندگي ورفتار انساني تاثير مي گذاردوآن كه اهل تدبر وبرنامه نباشد پيوسته درجهالت واشتباه وتمرين وتكرار خواهد بود.حضرت علي (ع) دراين باره چنين فرموده اند: «تفكر قبل ان تعزم وتدبّرقبل ان تهجمَ»بيش از تصميم گيري فكركن وپيش ازآنكه واردكار شوي تدبركن ويا اينكه « فكرقبل ان تقدم».

پيامبر اكرم باارزش ترين نصحيت ها را عاقبت انديشي درامور وبرنامه ريزي در زندگي بيان مي نمايند وهمچنين امام محمدباقر (ع) شان مومن را عاقبت انديشي مي داند وهمچنين امام صادق (ع)مي فرمائيد: «انّ صاحب الدّين مكر وابصرالعاقبهَ فَامن النّدامة».

درآموزش اسلامي تلاش مي شود كه فرد به بصيرت برسد وقشري اگر تربيت نشودودرظواهرامور پيش روي خود متوقف نگردد تا به درستي گام برداردوتمام موانع ومحدوديت هاي فرا روي خودرا بشناسد.اميرالمومنين (ع)در وصيت خود به فرزندش محمد حنيفه اين حقيقت را گوشزد مي كندوميفرمائيد:« التّدبرُ قبلَ العملِ ويومنكَ من النّدم» چاره انديشي پيش از دست زدن به كار، تو را از پشيماني ايمن خواهد داشت . ونيز از آن حضرت چنين بيان شده است « الفكر في الامرقبل ملا بستهِ يومنُ الزَلل»

 

 

منابع :

1-فرآيند برنامه ريزي آموزشي ، گروه مشاوران يونسكو ، ترجمه فريده مشايخ ، انتشارات مدرسه

2-مباني برنامه ريزي آموزشي ، دكتر بهرام محسن پور ، انتشار سمت ، تهران 1379

3-تعليم و تربيت در جهان امروز ، راسخ

4-برنامه ريزي آموزشي چيست ؟ ، كومبز فيليپ ، ترجمه محمد برهان منش ، تهران انتشارات و دانشگاه تهران

5-نهج البلاغه ، عهدنامه حضرت علي (ع) به مالك اشتر ، ترجه جعفر شهيدي ، شركت انتشارات فرهنگي صفحه 322

6-برنامه ريزي آموزشي بعنوان يك فرآيند اجتماعي ، مالان تي يري ، ترجمه سعيد بهشتي ، موسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي

7-مقدمات برنامه ريزي درسي – آموزشي ، دكتر صمدكريم زاده ، دانشكده علوم تربيتي دانشگاه تبريز

8-قرآن كريم

9-سيري درتربيت اسلامي ، مصطفي دلشاد تهراني ،انتشارات دريا ، تهران سال 1383

اصول برنامه ریزی درسی

نویسنده :مائده جنگی
 

ما میخواهیم در مورد سر فصلهای زیر با هم صحبت کنیم :

مقدمه

اهمیت برنامه ریزی

پیش نیازها ی برنامه ریزی درسی

اصول برنامه ریزی

چند نکته درباره اجرای بهتر برنامه

 

مقدمه :

((خوب است بدانیم برنامه ریزی نکردن یعنی برنامه برای شکست))

شاید در تعریف برنامه ریزی بشود گفت کمک گرفتن از ابزارها و روشها و طراحی شیوهها و تکنیکهایی برای نیل به هدف

وقتی صحبت از طراحی شیوه و کمک از ابزار به میان میاید پس میتوان نتیجه گرفت برنامه ریزی یک مهارت است که آموختنی است بدیهی است جهت پیاده کردن این آموخته ها باید صبر و حوصله و پشتکار داشت  در برنامه ریزی درسی یا تحصیلی ما به دنبال سرو سامان دادن یا نظم بخشیدن به مطالعه خود هستیم به طوریکه با کمترین صرف وقت و انرژی بهترین کارایی در یادگیری و یادسپاری راکسب کنیم اصولا برنامه ریزی یعنی تغییر رفتار و این تغییر رفتار ومقید شدن در ابتدا کمی مشکل به نظر میرسد ولی بدانیم هر تغییر رفتاری در بستر زمان نهادینه میشود پس باید در این راه صبور بود با اتکاء به خداوند تلاش و پشتکار داشت و هرگز ناامید نشد

برنامه ریزی یکسری اصول دارد که در همه مشترک بکار میرود ولی یکسری جزئیات و ریزکاری دارد که مختص هر فرد بوده و از فردی به فرد دیگر فرق میکند ما در اینجا اصول را میگوییم و همه ما بر اساس شناختی که از خود دارییم و با استفاده از اصول برنامه ریزی سعی میکنیم برنامه ای مناسب طراحی کنیم

نکته بعدی اینکه بر اساس هدف انتخابی برنامه ریزی هم میتواند کوتاه مدت (روزانه) میان مدت (هفتگی) و بلند مدت (ماهیانه و سالانه ) باشد ولی در برنامه ریزی درسی بیشتر برنامه هفتگی را مبنا قرار میدهند که هم برنامه روزانه را در خود جای داده و هم در راستای برنامه بلند مدت است

اهمیت برنامه ریزی :

1- تمرکز بیشتر روی اهداف (بجهت اینکه در برنامه ریزی همیشه نگاهمان به هدف است و آنرا مدام در ذهن میآوریم)

2- جلوگیری از اتلاف وقت و انرژی ؛ برنامه ریزی مثل نشانی یا آدرس میماند که مارا مستقیما به مقصد میرساند

3-  بازدهی در مطالعه، توان یادگیری و یادآوری، زمان نگهداری مطالب در ذهن ، تمرکز ذهنی ،اعتماد به نفس و امید را افزایش میدهد

و میتوان گفت در یک کلام برنامه ریزی درسی به مطالعه ما شکل اصولی و منطقی میدهد به صورتی که با نظم درس بخوانیم و به مدد بعضی تکنیکها و راهکارها با کمترین صرف زمان بالاترین بازدهی را داشته باشیم

پیشنیازهای یک برنامه ریزی درسی  :

 بعد از انتخاب هدف باید سه متغیر حجم مطالب ، زمان در اختیار و تواناییها و محدودیتهای احتمالی خودمان  را مشخص کنیم  پس از انتخاب رشته به سراغ درسهایی که باید امتحان داد ضرایب هر کدام و سپس کتابهای مرجع و جزوه و کتابهای کمک درسی میرویم تا حجم مطالب را مشخص کنیم  و پس از مشخص کردن نقطه شروع و زمان کنکور؛ زمان در اختیار را هم مشخص میکنیم

اصول برنامه ریزی :

1- برنامه باید به صورت مکتوب و تا حد امکان توسط خودمان نوشته شود ؛ چرا خودمان؟

- ما از هرکس دیگری به توانایی درونی خودمان آگاهی داریم

- در بالابردن تجربه و افزایش آگاهی ما موثر خواهد بود

البته یادمان نرود حتما از یک فرد خبره و آگاه مشورت بگیریم

2- بازه زمانی یک هفته شاید مفیدترین نوع برنامه ریزی از نظر زمان است که بهترین بازده را دارد چون

- برای آنها که تحصیل میکنند برنامه ریزی باید منطبق با کلاسهای درسی آنها باشد و چون کلاسها هفتگی برنامه ریزی میشوند پس شایسته است که برنامه ما هم به صورت هفته ای تنظیم شود .

- این بازه، زمان مناسبی برای ارزیابی و پیداکردن ضعفهای احتمالی است

- در عمل هم قابلیت اجرایی بهتری دارد

البته در برنامه هفتگی برنامه روزانه گنجانده میشود و از آنطرف این برنامه در راستای برنامه ریزی بلند مدت ما خواهد بود شروع این بازه از صبح شنبه و انتهای آن جمعه در نظر گرفته میشود

3-حداکثر سعی خودمان را بکنیم که برنامه ما بر اساس واقعیات موجود - تواناییهای فردی ، محدودیتهای جانبی-بنا شود یکی از اشتباهات رایج به حساب نیاوردن این مولفه هاست و معمولا تخیل نویسی میشود

4- برای افزایش زمان مطالعه و رساندن به سقف مورد نظر الزاما آهسته و پلکانی عمل کنیم برای اینکار ابتدا سطح پایه مطالعاتی خودمان را تعیین میکنیم یعنی اینکه در یک زمان مثلا یک هفته چند ساعت مطالعه میکنیم  حالا هفته ای 20تا 30 دقیقه به زمان مطالعه اضافه میکنیم

5- در انتخاب دروس  در جدول برنامه ریزی موارد زیر را رعایت کنیم

الف : انتخاب همزمان چند درس با هم به عبارت دیگر به جای مطالعه یک درس؛  روزانه حداقل 3 درس مطالعه شود  تک درسی ذهن راخسته میکند

ب: تنوع درسی یعنی در سبد درسی روزانه ما درسهای خواندنی یا حفظ کردنی  در کنار درسهای درک کردنی و مفهومی وجود داشته باشد  در ضمن به یاد داشته باشیم که در ابتدای شروع برنامه درسی ساعات مطالعه درسهای مفهومی بیشتر است و هر چه به کنکور نزدیکتر میشویم به تدریج ساعات دروس حفظ کردنی بیشتر شود دلیل این کار هم بر میگردد به حفظ مطالب ؛  مطالب درک کردنی دیرتر از ذهن ما میرود ولی مطالب حفظ کردنی فرارتر هست پس نزدیک کنکور را برای آنها در نظر میگیریم.

ج: ترتیب مطالعه روزانه ؛  سعی کنیم در برنامه درسی روزانه دروسی که علاقه بیشتری داریم در ابتدا و انتهای برنامه درسی روزانه و درس یا دروسی که کمی مشکل داریم در میان آن دو باشد  در ابتدای دوره حواسها پرت است و در انتهای دوره ذهن کمی خسته

د: تعادل درسی یا همان وزن درسی ؛  هر درس بر اساس وزنی که دارد (در کنکور ضرایب هر درس) وقت گذاشته شود و مطاله شود اما نکته مهم اینه که همه درسها الزاما باید خوانده شوند و هیچ درسی کنار گذاشته نشود

ه: یادمان باشد در برنامه ریزی درسی خود یک بسته زمانی 30 تا 45 روزه در انتهای دوره برای مرور هر آنچه خوانده ایم کنار بگذاریم

6- استراحت و خواب :

ارزش یک استراحت و یا خواب خوب کمتر از یک مطالعه مفید نیست  اگر منحنی یادگیری را بررسی کنیم میبینیم پس از یک اوج یادگیری به مرور باگذشت زمان با افت یادگیری مواجه میشویم  و برای اینکه دوباره یادگیری را به نقطه مطلوب برسانیم الزامی است که به مغز استراحت دهیم

اگر ما بازه زمانی شروع یک مطالعه تا نیاز به استراحت را یک واحد مطالعه در نظر بگیریم :

- توصیه شده طول مدت یک واحد مطالعه بین 75 تا 90 دقیقه باشدکه البته در بین افراد مختلف کمی متغیر است و بدیهی است در طول هر واحد مطالعه بهتر این است که یک درس مطالعه شود

- مطالبی که در ابتدا و انتهای این واحد مطالعه قرار میگیرد بیشتر در حافظه میماند (این منافاتی با منحنی یادگیری ندارد )

- کلیات استراحت در نظر گرفته شده بر اساس واحد مطالعه به این صورت خواهد بود که بین دو واحد مطاله حدودا 15 دقیقه و هر سه واحد مطالعه 45 دقیقه و هر هفته مثلا نیمه دوم روز جمعه (نصف روز) و در بازه های زمانی بزرگتر میزان زمانی بیشتری اختصاص میدهیم

انتخاب نوع کاری که برای استراحت در آن 15 دقیقه یا 45 دقیقه در نظر میگیریم کاملا با خودمان هست و شخصی است ولی قدم زدن, نفس عمیق کشیدن، نگاه به دور دستها، ذکر گفتن، استفاده از تکنیکهای آرامش بخش ، دوش گرفتن ،تلفن زدن، چند حرکت ورزشی و... هم میتواند یکی از انتخابهای مفید باشد و برای تعطیلات آخر هفته  میتوان مسافرتهای کوتاه تفریحی یا زیارتی ، انجام ورزش مورد علاقه، دیدن مسابقه ورزشی با خانواده یا دوستان، دیدو بازدید اقوام ، زیارت قبور گذشتگان و ... انجام شود

در وقتهای استراحت کوتاه مدت ؛ بازی یارانه ای، تماشای تلویزیون وگوش کردن به آهنگهای تند علاوه بر خستگی چشم و گوش تمرکز ذهنی و روال فکری مغز را بهم میزند

در مورد خواب هم معمولا خواب 6 تا 8 ساعت توصیه شده که بهتر است 5 ساعت آن متوالی و در شب صورت گیرد چون بدن ما از نظر بیولوژیکی به خواب شب نیاز دارد یک ساعت خواب در شب مساوی چند ساعت خواب روزانه است در ضمن سکوت شب به استراحت بهتر ذهن و جسم ما  کمک میکند

بهتر است از میزان خواب پایه خود کم نکنیم ولی اگر ناچار شدیم درمدت زمانی کوتاه باشد و به یکباره انجام نگیرد

6- وقت آزاد یا جبرانی:

برای بالا بردن مانور و قدرت انعطاف برنامه درسی حدود 10 % از زمان یک برنامه درسی برای وقت جبرانی در نظر میگیریم این زمان برای هر روز و هر هفته جداگانه در نظر گرفته میشود زمان آن روزانه معمولا یک واحد مطالعه و در آخر هفته 2 تا 3 واحد مطالعه در نظر میگیرند

وقت آزاد حداقل دو کاربرد دارد

i ) اگر در درس یا دروسی از برنامه عقب ماندیم نباید نگران باشیم آنها را در همان روز در وقت جبرانی مطالعه میکنیم یا اگر باز هم نرسیدیم در وقت جبرانی آخر هفته عقب ماندگی را جبران میکنیم.

ii) اگر به هر دلیلی درس عقب مانده ای نداشتیم خوب چه بهتر حالا وقت آنست که  درسهایی که کمی ضعیف تر هستیم و قبلا مشخص کرده ایم را مطالعه میکنیم

8- برای محصلین دانشگاهها یا آموزشگاهها برنامه ریزی باید بر اساس دروس روزانه آنها صورت بگیرد یعنی مطالعه درسی که امروز در کلاس  تدریس شده؛  چون فرایند  یادسپاری پس از 24 ساعت به سرعت کاهش میابد ومیتواند به فراموشی تا75 درصد مطالب بیانجامد

 فراموش نکنیم که بیشترین میزان فراموشی مربوط به 24 ساعت اولیه پس از یادگیری است

 

چند نکته در باره اجرای بهتر برنامه :

1- نظم در امور کلیدی ترین تضمین اجرای برنامه

2- تقسیم انرژی در کل دوره برنامه ریزی

3- صبرو شکیبایی

4- عدم تعطیلی برنامه حتی اگر چند ساعت یا روز از برنامه اجرا نشود

 تعطیلی برنامه خط قرمز ماست برای خودمان و برنامه ای که ریختیم ارزش قائل شویم به هر بهانه ای برنامه را دور نزنیم و از زیر بار مسئولیت شانه خالی نکنیم

5- خودمان را فقط با خودمان مقایسه کنیم با خودمان رقابت کنیم رقیب اصلی ما؛ خود ماهستیم به دیگران کاری نداشته باشیم و اینکه دیگران چند ساعت میخوانند

6- ایجاد نظام خود کنترلی یا خود ارزیابی و پاداش و تنبیه  برای کوتاهیها تنبیه و برای تلاشها تشویق قرار بدیم

7- ایجاد انگیزه درونی ،انرژی مثبت،کسب آمادگیهای روانی لازم قبل ازمطالعه ، شادابی ، مثبت نگری، پشتکار و... در طول مسیر خیلی به ما کمک میکند

8- و مهمترین قسمت کار اتکا و کمک از قدرت لایزال الهی این منبع بی پایان فیض و کرم هستی است

 

                                                                                                  همه موفق باشیم

اصول برنامه ریزی درسی

 
 
امور درسی یکی از مهمترین فعالیتهایی است که اهمیت زیادی در سایر جنبه‌‌های زندگی دارد. شما اگر خواهان به دست آوردن موفقیت در زندگی خود باشید، امور درسی یکی از راههای به دست آوردن آن میباشد . 

بر این اساس، انجام این فعالیت مهم به نحو احسن، به طوری که نتایج خوب و عالی در بر داشته باشد، اهمیت زیادی پیدا میکند. هیچ کاری بدون برنامهریزی، فعالیتی کامل نخواهد بود. به ویژه مسائل درسی و تحصیلی که زمان در آنها مهم است. حالا که شما تصمیم گرفتهاید از تابستان مطالعهی درسهای پایه را برای کنکور سال 90 شروع کنید، بنابراین نیازتان به برنامهای اصولی بیشتر است تا بتوانید به هدف خود در کنکور دست پیدا کنید. البته برنامهریزی، اصولی مشترک دارد که هر داوطلب که نیازمند کسب رتبهی مطلوب است باید آنها را رعایت کنید و البته یادتان باشد که اصل تفاوتهای فردی را در جزئیات رعایت کنید.

برنامه ریزی شامل مراحل زیر است:

الف- برنامهریزی بلندمدت (سالیانه و یا ماهیانه)
ب- برنامه ریزی میانمدت (هفتگی)
ج- برنامهریزی کوتاهمدت (روزانه)

الف- برنامهی کلی (سالیانه و ماهیانه):

هدف از تهیهی یک برنامه، ایجاد نظم در مطالعه است. در قدم اول باید تعیین کنید که با کدام برنامهی کلی خود را هماهنگ میکنید. برنامهی مدرسه، آموزشگاه، آزمون آزمایشی و ... یادتان باشد شما باید با یک برنامه هماهنگ باشید تا این که دچار دو برنامهگی نشوید. به این ترتیب شما میتوانید با خیال راحت فقط برنامههایی را که در هر هفته تنظیم کردهاید، مطالعه کنید و مطمئن باشید که به همهی سرفصلهای لازم برای کنکور میرسید و به هدف خود در آزمون یعنی قبولی در کنکور دست پیدا میکنید.

ب- برنامهریزی میانمدت (هفتگی):

تهیه و تنظیم برنامهی جزئی، بر عهدهی شماست و بر اساس برنامهی کلی که دارید باید برنامهی جزئی هر هفته را تنظیم کنید و سپس در ابتدای هر روز آن را تکمیل کنید.

ج- برنامه ریزی کوتاهمدت (روزانه):

شما بر اساس برنامهی هفتگی خود باید هر روز برنامهای ویژه داشته باشید و در ابتدای هر روز آن را اجرا کنید.

فواید برنامهریزی تحصیلی:

1. به روشن شدن اهداف کمک میکند. زمانی که فرد اقدام به تهیهی یک برنامهی تحصیلی برای خود میکند، توجه بیشتری به اهداف برنامه مبذول میدارد و این کمک میکند تا شناخت بیشتری از اهداف پیدا کند و آنها را دستهبندی کند. اهداف طولانیمدت و کوتاهمدت را تشخیص دهد و هیچ یک را فدای دیگری نکند.

2. از اتلاف وقت جلوگیری میکند، همچون سایر امور زندگی مسائل تحصیلی نیز از لحاظ تنظیم وقت و زمان دارای اهمیّت است. برنامهریزی به فرد کمک خواهد کرد استفادهی مفیدتری از مدت زمانی که در اختیار دارد، کند و از اتلاف وقت خود جلوگیری کند. مسألهی وقت در برخی موارد تحصیلی همچون نزدیکی امتحانات و درحین برنامهریزی برای کنکور اهمیت شایان توجهی دارد. از دست دادن وقت برابر خواهد بود با از دست دادن بسیاری از موفقیتها در آینده.

3. از اتلاف انرژی جلوگیری میکند. استفاده از یک برنامهریزی استاندارد و با اصول صحیح علمی به فرد کمک خواهد کرد انرژی و توان ذهنی خود را بیهوده به هدر ندهد. در این نوع برنامهریزیهای استاندارد، عمدتاً روشهای مفیدی مورد استفاده قرار میگیرد که موجب خواهد شد، فرد بیشترین استفاده را از توان ذهنی خود بکند و از اتلاف آن جلوگیری کند. 

به یک مثال توجه کنید. در برنامهریزی تحصیلی این یافتهی روانشناسی، اصل در نظر گرفته میشود، بعد از مدتی (حدود 75 تا 90 دقیقه) بعد از شروع مطالعه و یادگیری، منحنی یادگیری بسیار پایین میآید. به طوری که فرد یادگیری خوبی بعد از این زمان نخواهد داشت، مگر این که یک استراحت کوتاهی داشته باشد. با در نظر گرفتن اصولی از این قبیل، فرد برنامهریزی درسی خود را طوری انجام میدهد تا هر75 تا 90 دقیقه، یکبار استراحت کوتاهی داشته باشد تا دوباره با تجدید قوای ذهنی شروع به یادگیری کند. 

 اصول صحیح برنامهریزی درسی

1. اهداف خود را روشن کنید:

برای برنامهریزی در کلیهی امور باید اهداف دقیق و روشنی داشته باشید. این مسأله در برنامهریزی درسی حائز اهمیت فراوانتری است. برای خود روشن کنید اهداف بلندمدت شما، کدامها است؟ اهداف کوتاهمدت شما کدامها هستند؟ مثلاً هدف بلندمدت قبولی در رشتهی حقوق دانشگاه تهران و هدف کوتاهمدت، مطالعهی فلان درس در این هفته.

2. اهداف خود را زمانبندی کنید:

زمان دقیقی برای هر یک از اهداف کوتاه مدت تعیین کنید. مثلاً تعیین کنید که مطالعهی چه درسی را در چه مدت زمانی به اتمام خواهید رسانید.

3. مطالعهی دروس را به صورت موازی انجام دهید:

برخی از افراد از شیوهی مطالعهی تکدرسی استفاده میکنند. مثلاً یک هفته برای یک درس. این شیوه موجب خستگی ذهنی و کاهش بازدهی یادگیری در آنها میشود. به جای روش تکدرس از شیوهی موازی استفاده کنید. به این ترتیب که دو یا سه درس را برای مدت زمان معین انتخاب کنید و مطالعه کنید. به این ترتیب خواهید توانست از خستگی ذهنی جلوگیری کنید. هر چقدر تنوع در زمانبندی مطالعهی این دروس بیشتر باشد، به همان اندازه از خستگی ذهنی بیشتر جلوگیری خواهد شد.

4. تناسب میان دروس را رعایت کنید:

در برنامهریزی برای مطالعهی دروس خود، تناسب، مسألهی مهمی است. به عبارتی تنوع در انتخاب دروس نیز مهم است. انتخاب درسهای فیزیک، شیمی و ریاضی در یک مدت زمان مشترک، کارآیی خوبی نخواهد داشت. همهی آنها با انواع فرمولها سر و کار دارند و این تداخل مطلب را پیش خواهد آورد. بنابراین بهتر است در بین آنها از دروسی مثل ادبیات، معارف و زیستشناسی ویا زبان استفاده کنید.

5. استراحت را در برنامهریزی خود فرامش نکنید:

در مطالعه، تمام وقت خود مثلاً زمانی که برای کنکور برنامهریزی میکنید، علاوه بر استراحتی که در هر 75 و یا 90 دقیقه یکبار انجام میدهید، در انتهای هر هفته نیز چند ساعت را برای استراحت در فضای بیرون از خانه درنظر بگیرید تا ذهنتان خسته نشود، همچنین نیروی مضاعفی کسب میکنید که در هفتهی آینده کارآیی بیشتری داشته باشید.

6. واحدهای مطالعاتی خود را بین 75 تا 90 دقیقه درنظر بگیرید.
 
در بین واحدهای مطالعاتی خود حتماً 15 دقیقه استراحت کنید. براساس یک اصل روانشناسی، مطالبی که در ابتدا و انتهای واحد مطالعاتی خوانده میشود، بهتر به یاد آورده میشود. به همین دلیل زمان واحد مطالعاتی شما باید بین 75 تا 90 دقیقه باشد. البته یادتان باشد، واحد مطالعاتی کوتاهتر نیز نظم فکری شما را برهم خواهد زد. 

7. درس هر روز همان روز خوانده شود.
 
بر اساس اصل روانشناسی اگر درسی که یاد میگیرید را در 24 ساعت بعد مرور کنید، 100درصد مطالب یادتان میماند اما اگر آن را مرور نکیند، تا 80درصد آنها را فراموش میکنید. پس دانشآموزان پیشدانشگاهی در برنامهی خود برای هر روز، درسی که مدرسه دارند، نیز باید قرار دهند.

8. مطالعهی اختیاری و مطالعهی آزاد:
 
یک برنامه همیشه در حد یک برنامه است. معجزه در اجرای آن است. برای اینکه احتمال اجرای یک برنامه را افزایش دهیم، باید تا حد امکان برنامهی تهیهشده، انعطافپذیر باشد. به همین منظور، در انتهای هر روز، حدود 60 دقیقه را برای جبران عقبماندگیهای روزانه در نظر بگیرید. به این معنی که اگر نتوانستیم طبق هدفگذاریها، مبحث را به اتمام برسانیم، آن را کنار بگذاریم و به سراغ زنگ بعدی میرویم و در انتهای روز، عقبماندگیهای کوچک هر زنگ را کنار هم جبران میکنیم. اما برای جبران زنگهایی که به دلیلهای مختلف، نمیتوانیم آنها را انجام دهیم، باید در انتهای هفته، 2 و یا 3 واحد اختیاری قرار دهیم تا بتوانیم عقبافتادگیهایمان را در آن واحد جبران کنیم.